پخش زنده
امروز: -
تشدید حملات رژیم صهیونیستی به لبنان و تحرکات ایذایی آمریکا در خلیج فارس، واکنش هراسآلود جبهه غربی-صهیونیستی به تثبیت اقتدار و موازنه جدید محور مقاومت در آستانه توافق نهایی است.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری صداوسیما، تنشهای اخیر در جنوب لبنان و تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس، نشاندهنده ابعاد پیچیده رقابت راهبردی در آستانه ترسیم نقشه جدید منطقه است.
بررسی ریشههای این تحولات فاش میسازد که چگونه تثبیت اقتدار محور مقاومت، تلآویو را دچار بحران وجودی کرده و واشنگتن را به پافشاری بر هژمونی دریایی خود واداشته است.
۱. استمرار راهبرد «وحدت ساحات» و تثبیت اقتدار مقاومت ایران از ابتدا پایان دائمی جنگ تحمیلی سوم را مشروط به توقف درگیریها در تمام جبهههای مقاومت، بویژه لبنان، اعلام کرده بود. این یکپارچگی جبهه مقاومت در پایان جنگ، استمرار همان راهبرد معروف «وحدت ساحات» (یکپارچگی میدانها) است. ضرباتی که جبهه متحد مقاومت به دشمن آمریکایی و صهیونیستی وارد آورد، شکست آنها را تسریع کرد و اهمیت این همگرایی اکنون برای هر دو طرف کاملاً روشن است.این نبرد همانطور که موجب افزایش قدرت نظامی، سیاسی و افکار عمومی ایران شد، در لبنان نیز به بازسازی و قدرتگرفتن مجدد حزبالله انجامید؛ آن هم پس از یک آتشبس ۱۵ ماهه، شهادت سید حسن نصرالله و فرماندهان ارشد، و تحولات سقوط سوریه.
۲. هراس تلآویو از توافق ایران و آمریکا و اشغال جنوب لبنانپایان یافتن جنگ میان ایران و آمریکا و تحمیل همزمان توافق به رژیم صهیونیستی، در شرایطی که حزبالله قدرتمند و سربرآورده در صحنه حضور داشته باشد، یک شکست سنگین امنیتی و سیاسی برای تلآویو است. از نگاه نتانیاهو، وضعیت رژیم پس از چنین توافقی، مشابه کشورهای خلیج فارس خواهد بود که در برابر ایرانِ قدرتمند، بدون حمایت مستقیم آمریکا رها میشوند.
تجاوزات گسترده رژیم به لبنان که از فردای آتشبس ایران و آمریکا آغاز شد و در روز نخست بیش از ۳۰۰ شهید بر جای گذاشت، نماد اعتراض و واکنش به نقشه جدید منطقه است؛ نقشهای که در نتیجه خروج پیروزمندانه ایران از جنگ سنگین ۳۸ روزه با آمریکا و اسرائیل ترسیم شده است.
رژیم صهیونیستی این تثبیت اقتدار را تهدیدی وجودی میداند و برای فرار از آن، بلافاصله بخشهای وسیعی از جنوب لبنان را به اشغال درآورد.
۳. ابتکارات پهپادی حزبالله و پاسخ نامتوازن رژیم صهیونیستی مقاومت لبنان در برابر گسترش اشغالگری، ابتکارات جدیدی از جمله بهکارگیری پهپادهای کنترلی کوچک را رو کرده که خسارات و تلفات سنگینی به اشغالگران وارد ساخته و به هلاکت برخی فرماندهان صهیونیست منجر شده است.
اقدام حزبالله، پدیدهای طبیعی در برابر اشغالگری است؛ همانگونه که تولد آن در سال ۱۹۸۲ مقتضای اشغال کشور بود. مقاومت در برابر اشغال، قاعدهای مشروع و بینیاز از کسب مجوز است، بویژه در لبنانی که دولت و ارتش آن توان یا اراده لازم را برای ایستادگی ندارند. نوآوریهای موشکی و پهپادی مقاومت پس از ۱۵ ماه ضربات هوایی و ترور، صحنه را به ضرر رژیم تغییر داد.
در مقابل، تشدید حملات رژیم به شهرهای بزرگ جنوب (مانند صور و نبطیه)، عبور از رود لیطانی، اشغال بلندیهای راهبردی شقیف و تهدید بیروت، نوعی پاسخ نامتوازن و نامتقارن به تواناییهای جدید حزبالله است که مقامات صهیونیست رسماً در برابر آن ابراز استیصال کردهاند.
۴. رفتار ریاکارانه واشنگتن و ضرورت واکنش قاطع تهران آمریکا در رفتاری دوگانه، از یکسو مدعی پذیرش شروط ایران (شامل پایان جنگ در کل جبههها بهویژه لبنان) است و از سوی دیگر، دست رژیم را برای تجاوز باز گذاشته تا آن را به آخرین فرصت برای تحمیل خواستههای خود قبل از توافق نهایی تبدیل کند.واکنش قاطع ایران در برابر نقض آتشبس در لبنان (که به عدم حمله به بیروت تعبیر میشد)، برای حفظ توافق با آمریکا ضروری است. اگر این نقض فاحش نادیده گرفته شود، امیدی به اجرای بند اول تفاهم مبنی بر پایان دائمی جنگ در همه جبههها نخواهد بود و میتواند شعله جنگ را دوباره به سمت کشورمان بکشاند.
نکته کلیدی: حمایت از مقاومت لبنان، دفاع ایران از امنیت و تمامیت ارضی خود است. حزبالله خط مقدم دفاع در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی است و تاکنون بیش از ۳۳۰۰ شهید در جنگ تحمیلی سوم تقدیم کرده است؛ لذا حمایت از آن، علاوه بر ابعاد راهبردی، یک وظیفه انسانی و اخلاقی است.
۵. پیامدهای درگیریهای موضعی در خلیج فارس و تنگه هرمزهرچه به لحظه تسلیم آمریکا در برابر شروط ایران نزدیکتر میشویم، تحریکات نظامی واشنگتن زیر سقف جنگ افزایش مییابد. اعمال قواعد ایران بر تردد شناورها در تنگه هرمز بهمنزله تثبیت حاکمیت ایران است، اما آمریکا که قدرتی دریامحور دارد، رسماً مخدوش شدن این ابرقدرتی را نخواهد پذیرفت؛ چون پذیرش آن به معنای تعطیلی پادگانهای دریایی و خروج ناوگانش از خلیج فارس است.اقدامات ایذایی آمریکا برای اعلان این موضع است که حاکمیت ایران بر تنگه را برنمیتابد و میخواهد معبری ولو جزئی زیر سایه ناوهایش باز کند تا ابزار قدرتمند ایران در توافقات بیاثر شود.
در مقابل، نیروهای مسلح ایران با هوشیاری راجع به این اهداف، هرگونه تعدی به حریم آبی و هوایی را با پاسخ متناسب روبهرو میکنند.از نظر تهران، هیچ ترددی در تنگه هرمز بدون هماهنگی و پذیرش حاکمیت ایران قانونی نیست. برای پایان دادن به این وضعیت ایذایی که احتمالاً پس از توافق نیز ادامه دارد، نیروهای مسلح اعلام کردهاند که در صورت تداوم تجاوزات، پاسخی متفاوت خواهند داد. معنای این موضع، بهرهگیری مجدد از ابزارهای نامتقارن است؛ با توجه به اینکه بسیاری از گزینههای ایران هنوز فعال نشدهاند، دست تهران برای رونمایی از پاسخهای نامتقارن و غافلگیرکننده کاملاً باز است.